تبليغاتX
بابا حیدر


بازیچه دست یار بودن عشق است

                                            آواره روزگار بودن عشق است

در محکمه ای که یار قاضی باشد

                                          محکوم طناب دار بودن عشق است

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 20:27  توسط ابراهیم | 

چشمانت را برای زندگی می خواهم

اسمت را برای دلخوشی می خوانم

دلت را برای عاشقی می خواهم

صدایت را برای شادابی می شنوم

دستت را برای نوازش می خواهم

پایت را برای همراهی می خواهم

عطرت را برای مستی می بویم

خیالت را برای پرواز می خواهم

در خواب ناز بودم شبی

دیدم کسی در میزند

در را گشودم روی او

دیدم غم است در میزند

ای دوستان بی وفا

از غم بیاموزید وفا.....

غم با همه بیگانگی

هر شب به من سر میزند

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 1:42  توسط ابراهیم | 

افسوس نخورم از غم دل

غم دل را تو توان دادي

عشق گرفت جان مرا

چون تو مردي مرا جان دادي

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 20:9  توسط ابراهیم | 

شيشه شكستن ندارد

خود اسير غبار شكستن هاست

شيشه نه آن است كه شكستني باشد

گاه سنگ هم شكسته اي تنهاست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 19:5  توسط ابراهیم |